اكبر گنجي:(لينك به روزآنلاين)
اوت 22, 2007
علتالعلل
مدتي است دارم فكر ميكنم، يعني تنهايي كه نه، دارم با دوستي فكر ميكنم و اين چيزها كه اينجا مينويسم نتيجهي يك همفكري است. بله، مدتي است دارم فكر ميكنم و احساس ميكنم و ميبينم كه اتفاق جالبي ميان مردم ايران افتاده. پديدهاي كه من تا به حال نديده بودم و يا نفهميده بودم. زماني بود كه اگر مشكلي پيش ميآمد، يعني اشكال و اختلالي در اجتماع بود كه باعث اعتراض جمعي ميشد، اين نارضايتي به شكل اعتصاب يا تجمع يا تظاهرات نمود پيدا ميكرد و خب از آنجا كه مردم درست و حسابي نميدانند چي به صلاحشان است، كساني كه زورشان بيشتر بود با بيل و كلنگ حاليشان ميكردند كه اوضاع از چه قرار است. بعدها مد شد كه پليس و امنيه با لباس شخصي توي اجتماع حاضر ميشدند. حالا نميدانم اين از آن جهت بود كه ميخواستند با مردم حس نزديك و برابر داشته باشند و به نوعي همذات پنداري برسند يا اين كه در واقع داشتند با ملت شريف و غيور و هميشه در صحنه قايم باشك بازي ميكردند تا سر بزنگاه هدايتشان كنند. خلاصه دورهي لباس شخصيها هم انگاري ديگر سرآمده. و خدارا هزار مرتبه شكر از آنجا كه ملت ما به بلوغ ذهني رسيده، ديگر قرار است خودش روي پاي خودش بايستد. شاهد اين ادعا هم اتفاقات اخير؛ مثلا وقتي روزنامهي وزين شرق بسته شد، اولين دفعهاي بود كه مردم اعتراضي به دولت و نظام حاكم نداشتند. بلكه يقهي مصاحبه كننده و شونده را دو دستي چسبيدند و همه يك صدا گفتند اشتباه از آن جا بود كه شرق با يك عنصر معلومالحال همجنسگرا كه هيچ ربطي هم به ادبيات ندارد، مصاحبه كرده. اين يعني ما به حداقل راضي هستيم. ما باور داريم و تسليم هستيم در برابر تصميم قدرت برتر. البته اين سر به زيري در اوضاع فعلي غير طبيعي نيست و حتي انتقادي هم به اين برخورد وارد نيست، منتهي چيزي كه آدم را فكري ميكند اين است كه ما اينبار از سانسورچي هم سبقت گرفتيم و درست قضيه را از همان زاويهي ديد قدرت حاكم تحليل كرديم. اين كه پورمحسن چه كرد يا قهرمان چه كاره است، موضوع بحث من نيست. من تنها سعي دارم شما را (شما نه. . . شما را. . . بله بله شما، كوچولو چهقدر نزديك به تلويزيون نشستهاي) متوجهي برخورد پليسي خودمان با خودمان بكنم.
البته ملت ايران از آن جا كه سي سال است با خودش جناق شكسته در غيرت و مردانگي سرآمد باشد، در امور اجتماعي هم همين برخورد فعالانه را از خودش بروز ميدهد. مثلا ما توي فاميل تعداد قابل توجهي خانم داريم كه همسرانشان اندكي ريب ميزنند. يعني كمي چشم و گوششان جنبش زيادي دارد. اين خانمها از آن جا كه منشاء و ريشهي مشكلات خانوادگي و ايضا فحشاء و معضلات اخلاقي اجتماع را پيدا كردهاند، همگي يك صدا ميگويند: «خوب ميكنند، خوب!»
و صد البته آنهايي كه خوب ميكنند، كساني جز برادران و خواهران نيروي انتظامي نيستند كه وظيفهي براندازي نسل اراذل و اوباش و فواحش را به عهده گرفتهاند. بعد ميماند مسئلهي فقر زدايي كه الحمدالله رب العالمين مردم ايران با پرداخت هر روزهي صدقه هم به بهداشت عمومي و واكسيناسيون كمك ميكنند و هم مشكلات اقتصادي ناشي از بيكاري را از ميان برميدارند. راستش از اين نمادهاي حضور ملت در صحنه آنقدر زياد است كه اگر بخواهم يكي يكي نام ببرم حوصلهتان سرميرود. كافي است از فردا صبح كه چشم باز كرديد، نگاهي به اطرافتان بيندازيد تا از حضور سبز مردم ايران حال كنيد.
نوشته شده توسط: مولف مرده